مروری بر 3 ماهگی گل پسرمون...
.gif)
شروع دو ماهگی بردیا زیاد جالب نبود....
آخه میدونین.... یه واکسن دردناک زدیم...
بعدشم جای واکسن بردیا آبسه کرد و سفت و ملتهب شد.. الهی بمیرم برای این پسر
.gif)
یک هفته ای درگیر بودیم....و عزیز دل ما هم همش در حال نق و نوق و گریه بود
هنوز هم از یاد آوری اون روزا دلم به درد میاد...
خوب دیگه...... دیگه نمیخوام از روزای تلخ حرف بزنم....
چند تا عکس از ٣ ماهگی بردیا...

حوصله ندارم.... عصبانیم...
یه واکسن دردناک زدم..
.gif)

بیشتر ازینم خندم نمیاد...
یک ساعت پیش محل واکسنم سر باز کرد و کلی دردم اومد...

لبخند تو خلاصه ی خوبی هاست... لختی بخند..... خنده ی گل زیباست

.gif)
دارم تمرین بوکس میکنم.... راستی این عکسم تو مسابقه ی عکس نی نی سوم شد...

وقتی هم که میخوابم مامانم دلش میخواد منو 1000000000000 بار ماچ کنه
.gif)

مامانم میگه نی نی ها وقتی میخوابن مثل فرشته ها میشن
.gif)
(الهی من قربون پسر چین چینی خودم برم)
.gif)

چکاپ 3 ماهگی بردیا:وزن 7950 گرم...
ماشالله هزار ماشالله حسابی توپولو شدم
.gif)


مروری بر 3 ماهگی گل پسرمون...
